احمد بن محمد حسينى اردكانى
113
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
و ذيمقراطيس كه از حكماء اقدمين است و مىگويد كه جسم مركّب است از اجسام صغار صلبه كه قابل انقسام خارجى نيست ، و جمعى در اين مذهب او را متابعت نمودهاند . و حكماى قائلين به اينكه جسم قابل انقسامات غير متناهيه است نيز در اصل حقيقت آن ، به سه فرقه منقسم شدهاند : فرقهاى گفتهاند كه جسم جوهرى است بسيط ممتدّ در جهات ثلاث و فى نفسه متّصل است به اتّصال مقدارى جوهرى قائم به ذات خود . و اين فرقه مشهورند به رواقيّين از تابعين افلاطون الهى ، و از حكماى اسلام شيخ شهاب الدّين سهروردى در كتاب حكمت اشراق اين مذهب را حق دانسته است . و فرقهء ديگر آن را مركّب دانستهاند از دو جوهر كه يكى صورت است كه عين اتّصال است و ديگر جوهرى است قابل آن صورت . و اين مذهب اصحاب معلّم اوّل است ، و از اسلاميّين شيخ ابو نصر و شيخ ابو على و جمعى ديگر قائل به اين شدهاند . و فرقهء سوم مىگويند كه مركّب است از جوهر قابل و عرض كه اتّصال است . و شيخ شهاب الدّين مذكور در كتاب تلويحات اين مذهب را اختيار نموده است . و بعضى از ناظرين در كتب شيخ مذكور به اعتبار تناقضى كه در كلام او در دو كتاب ديده است بر او تشنيع نموده است . و شارحان آن دو كتاب به وجهى رفع تناقض از اين دو معنى نمودهاند كه ذكر آن مناسب اين مقام نيست . اين است آنچه مشهور است از مذاهب ناس در حقيقت جسم مطلق . فصل دوم در بيان معانى اتّصال و بيان آنكه جسم فى نفسه متّصل است اتّصال بر سبيل اشتراك بر معانى متعدّده اطلاق مىشود كه بعضى از آنها صفت چيزى است بدون قياس به چيزى ديگر و بعضى صفت چيزى است قياس به چيزى ديگر . و قسم اوّل كه صفت حقيقه است بر دو قسم است : يكى بودن شىء است در مرتبهء ذات و در [ 22 ] ماهيّت به نحوى كه انتزاع امتدادات ثلاثهء متقاطعه از آن بر سبيل اطلاق بدون تعيين مرتبهاى از كميّت و عظم ميسّر باشد . و به اين اعتبار نه مساوات در ميان دو متّصل منظور مىتواند بود و نه تفاوت به حسب اقليّت و